- آمار مطالب
- کل مطالب : 126
- کل نظرات : 1303
- آمار کاربران
- کل کاربران : 3
- افراد آنلاين : 0
- آمار بازديد
- بازديد امروز : 0
- گوگل امروز : 0
- آي پي امروز : 0
- بازديد ديروز : 16
- گوگل ديروز : 1
- آي پي ديروز : 1
- بازديد هفتگي : 20
- بازديد ماهانه : 87
- بازديد سالانه : 230
- بازديد کل : 230
- اطلاعات
- امروز : دوشنبه 19 مرداد 1405
- آي پي شما : 216.73.217.60
- مرورگر شما :
پسر: ضعیفه! دلمون برات تنگ شده بود... اومدیم زیارتت کنیم!
دختر: تو باز دوباره گفتی ضعیفه؟؟؟
پسر: خب... «منزل» بگم چطوره!؟
دختر: واااای... از دست تو!!
...

پسر: باشه... باشه...ببخشید «ویکتوریا» خوبه؟...
دختر: اه... اصلا باهات قهرم.
پسر: باشه بابا... تو «عزیز منی»، خوب شد؟... آَشتی؟
دختر: آشتی، راستی... گفتی دلت چی شده بود؟
پسر: دلم ...!؟ آها یه کم می پیچه...! از دیشب تا حالا .
دختر: ... واقعا که...!!!
پسر: خوب چیه... نمیگم... مریضم اصلا... خوبه!؟
دختر: لوووووووس...
پسر: ای بابا... ضعیفه! این نوبه اگه قهر کنی، دیگه نازکش نداری ها !
دختر: بازم گفتی این کلمه رو...!؟؟؟
پسر: خوب تقصیر خودته...! میدونی که من اونایی رو که دوست دارم اذیت می کنم... هی
نقطه ضعف میدی دست من!
دختر: من از دست تو چی کار کنم...
پسر: شکر خدا...! ، دلم هم پیچ میخورد چون تو تب و تاب ملاقات تو بود...؛ لیلی قرن
بیست و یکم من!!!
دختر: چه دل قشنگی داری تو... چقدر به سادگی دلت حسودیم می شه.
پسر: صفای وجودت خانوم .
دختر: می دونی! دلم تنگه... برای پیاده روی هامون... برای سرک کشیدن توی مغازه های
کتاب
فروشی و ورق زدن کتابها... برای بوی کاغذ نو... برای شونهبه شونه ات راه رفتن و
دیدن نگاه
حسرت بار بقیه... آخه هیچ زنی، که مردی مثل مرد من نداره!
پسر: می دونم... میدونم... دل منم تنگه... برای دیدن آسمون تو چشمای تو، برای
بستنیهای
شاتوتی که با هم می خوردیم... برای خونه ای که توی خیال ساخته بودیم و من مردش
بودم...!
دختر: یادته همیشه به من میگفتی «خاتون»؟
پسر: آره... یادمه، آخه تو منو یاد دخترهای ابرو کمون قجری می انداختی!
دختر: آخ چه روزهایی بودن... ، چقدر دلم هوای دستای مردونه ات رو کرده... وقتی توی
دستام گره می خوردن... مجنون من.
پسر: ...
دختر: چت شد؟ چرا چیزی نمی گی ؟
پسر: ......
دختر: نگاه کن ببینم...! منو نگاه کن...
پسر: .........
دختر: الهی من بمیرم...، چشمات چرا نمناک شده... فدای تو بشم...
پسر: خدا ن... (گریه)
دختر: چرا گریه می کنی...؟؟؟
پسر: چرا نکنم...؟! ها!!!؟
دختر: گریه نکن... من دوست ندارم مرد من گریه کنه... جلوی این همه آدم... بخند
دیگه...، بخند...
زود باش بخند.
پسر: وقتی دستاتو کم دارم چه جوری بخندم... کی اشکاموکنار بزنه که گریه نکنم ؟
دختر: بخند... وگرنه منم گریه می کنما .
پسر: باشه... باشه... تسلیم. گریه نمی کنم... ولی نمیتونم بخندم .
دختر: آفرین ، حالا بگو برام کادوی ولنتاین چی خریدی؟
پسر: تو که می دونی... من از این لوس بازی ها خوشم نمیاد... ولی امسال برات کادوی
خوب آوردم.
دختر:چی...؟ زود باش بگو دیگه... آب از لب و لوچه ام آویزون شد.
پسر: ...
دختر: باز دوباره ساکت شدی...!؟؟؟
پسر: برات... کادددووو...(هق هق گریه)... برایت یک دسته گل رُز!،
یک شیشه گلاب!
و یک بغض طولانی آوردم...!
تک عروس گورستان!
پنج شنبه ها دیگه بدون تو خیابونها صفایی نداره...!
اینجا کنار خانه ی ابدیتت می نشینم و فاتحه می خوانم.
نه... اشک و فاتحه
نه... اشک و دلتنگی و فاتحه
نه... اشک و دلتنگی و فاتحه... و مرور خاطرات نه چنداندور...
امان... خاتون من!!!تو خیلی وقته که...
آرام بخواب بانوی کوچ کرده ی من....
دیگر نگران قرصهای نخورده ام... لباس اتو نکشیده ام و صورت پف کرده از بیخوابیم
نباش...!
نگران خیره شدن مردم به اشکهای من هم نباش...!
بعد از تو دیگر مرد نیستم اگر بخندم...




ذذذ ميگه:
:
در تاريخ دوشنبه 08 دی 1404
سارا ميگه:
ندانم کارمندی یا پلیسی؟
ندانم زیر دستی یا رییسی؟
ولیکن دوست دارم ظهر داغی...بیایی و کمی این را بلیسی
تبلیغ جدید بستنی میهن
سلام
میمون چرا تحویلم نمیگیری؟؟؟؟؟؟؟؟
در تاريخ دوشنبه 08 دی 1404
سارا ميگه:
ماشینهای بنز سنسور الکل دارن و اگه راننده مست باشه نمیذاره تند بره‼️
قراره سایپا هم یه پراید بزنه که روسریت افتاد همونجا راهنما بزنه بکشه کنار
................
سلام .تحویل بگیر دیگه؟؟؟؟؟؟نمیخوای وبت بیام بگو خب
Comment gozashtan sakhte cheghad inja
در تاريخ دوشنبه 08 دی 1404
سارا ميگه:
کریستین رونالدو و لیونل مسی و هاشم بیگزاده فرقشون مثل بشین و بفرما و بتمرگه
------------------------------------------------
يه سوال حقوقي، فقهي، پزشكي، نرم افزاري دارم:
ﺍﯾﻦ ﺍﻋﻀﺎﯼ ﺑﺪﻧﻤﻮﻥ ﮐﻪ ﻗﺮﺍﺭﻩ ﻋﻠﯿﻪﻣﻮﻥ اون دنيا ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺑﺪﻥ، ﺍﮔﻪ ﺍﻫﺪﺍشون ﮐﻨﯿﻢ ﺑﻪ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ، ﺗﮑﻠﯿﻒ ﭼﯿﻪ؟؟!!
توﻫﯿﺴﺘﻮﺭیش ﻣﯽﻣﻮﻧﻪ؟؟!
ﯾﺎ ﻓﻘﻂ ﺟﺪﯾﺪﻩ ﺭﻭ ﺷﻬﺎﺩﺕ میده؟؟؟
------------------------------------------------
سلام اسم وبمو تغییر دادم به خانمی با طعم طنز .درستش کن.البته اگه وقت کردی و وبم اومدی و حال داشتی جواب کامنتامو بدی.
در تاريخ دوشنبه 08 دی 1404
سارا راسو ميگه:
زنه با دوست پسرش تو خونه بود یهو شوهرش وارد میشه .
پسره از ترس شوهره میره پشت مبل.
شوهره در حال چای خوردن بود که یدفعه پسره از پنجره فرار میکنه.
مرده بزنش میگه این کی بود در رفت؟
زنه میگه : این خستگیت بود در رفت.
.
.
.
.
.
.
.
.
عجب چاییه چای کاپیتاااان !!!!
......
بی معرفتی هم حدی داره [عصبانی]
در تاريخ دوشنبه 08 دی 1404
سارا راسو ميگه:
ﺍﺯ ﻋﻤﻪاﻡ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ ﺷﻤﺎ ﮐﻪ ﺟﻮﻭﻥ ﺑﻮﺩﯾﺪ مثل من ﺳﺎﭘﻮﺭﺕ ﻧﻤﯽ ﭘﻮﺷﯿﺪﯾﺪ؟
ﮔﻔﺖ ﻧﻪ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺍﻭﻥ ﻣﻮﻗﻊ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻗﺮﺗﯽ ﺑﺎﺯﯾﺎ ﻧﺒﻮﺩ
ﯾﻪ ﺩﺍﻣﻦ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﻣﯽ ﭘﻮﺷﯿﺪﯾﻢ ﺑﺪﻭﻥ ﺟﻮﺭﺍﺏ ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺎﺩﻩ ﻣﯿﺮﻓﺘﯿﻢ ﺑﯿﺮﻭﻥ!!!
ﺍﺻﻼ ﺳﺎﺩﮔﯿﺶ تو حلقم
===================================
رفیق بی معرفت ؛ مثل پنجره ی رو به دیوار میمونه
.
.
.
چطوری پنجره؟
=======================
اینم ایمیل جدیدم .دوس داشتی ادم کن و خبرم کن ادت کنم
Sararamsar@yahoo.com
در تاريخ دوشنبه 08 دی 1404
سارا راسو ميگه:
بالاخره یکی پیدا شد خودمونو قالب کنیم شما که نتونستین شوهرم بدین.خخخخخخ
در تاريخ دوشنبه 08 دی 1404
سارا راسو ميگه:
میدونی چرا میگن دل مردا مثل درياست؟؟!!
چون هرکی بخاد بره توش اول باید لخت شه
==============================
دو ممه چیست ؟؟
بابا بقران جواب روباهه!!!
به روباه گفتن شاهدت کیه گفت دوممه
سن و سالتون بحرانیه نگران افکارتونم
==============================
یک روز از خدا پرسیدم
چرا بعضی از بنده هات خوشگلن
و بعضی ها زشت ؟؟؟؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
گفت
توکه خوشگلی به بقیه کار نداشته باش
دیدم درست میگه دیگه پی گیرش نشدم
==============================
سلام بی معرفت . با این وضع که مگسم پر نمیزنه تو وبم
حسی نیست واسه ادامه دادن.خیلی بی مرامین
از وقتی ازدواج کردم همتون ترکم کردین
در تاريخ دوشنبه 08 دی 1404
سارا راسو ميگه:
کی کیرشو دوست داره؟؟؟؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
واقعا خدا نگهش داره،
واقعا سرمربی خوبیه واسه ایران....
فقط یکم زیاد میره مسافرت؛
خاک تو سر منحرفت کنن...
در تاريخ دوشنبه 08 دی 1404
سارا راسو ميگه:
کی کیرشو دوست داره؟؟؟؟.........واقعا خدا نگهش داره، واقعا سرمربی خوبیه واسه ایران....فقط یکم زیاد میره مسافرت؛ خاک تو سر منحرفت کنن...
در تاريخ دوشنبه 08 دی 1404