- آمار مطالب
- کل مطالب : 126
- کل نظرات : 1303
- آمار کاربران
- کل کاربران : 3
- افراد آنلاين : 0
- آمار بازديد
- بازديد امروز : 0
- گوگل امروز : 0
- آي پي امروز : 0
- بازديد ديروز : 16
- گوگل ديروز : 1
- آي پي ديروز : 1
- بازديد هفتگي : 20
- بازديد ماهانه : 87
- بازديد سالانه : 230
- بازديد کل : 230
- اطلاعات
- امروز : دوشنبه 19 مرداد 1405
- آي پي شما : 216.73.217.60
- مرورگر شما :
بزرگترین کودک خانواده در برآورده شدن خواسته های خود پافشاری و اصرار کمتری دارند؛ در حالی که کوچکترین فرزند، با اصرار خواهان به کرسی نشاندن حرف خود است. بر اساس پژوهش های انجام شده و نتایج حاصله به توضیح تفصیلی در مورد هر یک از فرزندان می پردازیم.
...
اگر خانواده را به شکل زنجیره به هم پیوسته ای در نظر گیریم، برخلاف باورهای موجود، باید گفت که هر یک از حلقه های این زنجیره، متناسب با جایگاه خود، مسائل و مشکلاتی خاص خود دارد. برخی روانشناسان بر این باورند که جایگاه سنی کودک در خانواده، اهمیت و تاثیر فراوانی در زندگی وی دارد.
نخستین فرزند
در حقوق مدنی برخی از کشورها قانونی به نام قانون اولین فرزند و یا ارشدیت وجود دارد که بر طبق آن اموال و اصولاً تمام دارایی پدر به نخستین فرزند می رسد. این قانون نشاندهنده برتری است که در این کشورها برای نخستین فرزند قائل هستند اما پژوهش های انجام شده غیرمنطقی بودن این برتری را آشکار ساخته است.
بررسی ها نشان می دهند که بهره هوشی فرزندان بعدی بیشتر از فرزندان نخست است و وی در سازگاری، به دلیل جایگاه خاص خود در خانواده مشکلاتی دارد. نخستین فرزند ممکن است بیش از کودکان دیگر دستخوش نگرانی و پریشانی خاطر شود و در برابر بیماری و خطرهای احتمالی، احتیاط بیشتری از خود نشان دهد.
در آغاز نخستین فرزند با مادر خود رابطه ای بسیار گرم و صمیمی دارد اما پس از تولد دومین فرزند، از گرمی و صمیمیت این رابطه کاسته می شود. در مجموع می توان گفت نخستین فرزند خانواده وضع نامطلوب و دشواری دارد. او در سال نخست، به دلیل مهر و محبت فراوان والدین، معمولا فرمانروای مطلق خانواده است اما با تولد دومین فرزند دوره فرمانروایی او از بین می رود. به همین دلیل نخستین فرزند برای پدر و مادر مشکلاتی را به وجود می آورد. فرزند نخست ناگزیر است بار بی تجربگی و ناپختگی والدین را در شیوه پرستاری و پرورش کودک تحمل کند و محکوم به نظارت و سرپرستی شدید والدین است.
از سویی نظارت و سرپرستی شدید والدین بر نخستین فرزند او را شخصیتی محتاط و محافظه کار می سازد که به طور معمول فاقد اعتماد به نفس و خصوصیات رهبری است و به آسانی تحت تاثیر دیگران قرار می گیرد. احساس نیاز و نگرانی در فرزندان نخست بیش از دیگر فرزندان است. همچنین کودک نخستین پیوسته نگران است و از یک بدبینی کلی رنج می کشد.
علاوه بر این فرزندان اول به عنوان الگویی برای دیگر خواهر و برادرهایشان هستند و انتظار دارند تا سایر فرزندان از آنها دنباله روی کنند. آنها دوست دارند تا همیشه هدایت و رهبری دیگران را برعهده گرفته و بقیه افراد دنباله رو آنها باشند. این اعتقاد نیز وجود دارد که والدین اغلب سختگیری بیشتری بر روی اولین فرزندان از خود نشان می دهند و همواره با اضطراب و استرس بیشتری مراحل رشد آنها را
پیگیری کرده و همیشه نگران آنها هستند.
فرزند دوم
دومین فرزند خانواده از تاثیرات بسیاری از نگرانی ها و نابسامانی های عاطفی پدر و مادر که با تولد فرزند اول به آنها دچار می شوند، در امان است. افزایش تجربه و پختگی والدین در پرورش کودک، موجب آن نمی شود که در نظارت و سرپرستی فرزند دوم زیاده روی کنند، از این رو، فرزند دوم مستقل تر و بی نیازتر از فرزند نخست خواهد بود و افزون بر این، رفتار مادر با فرزند دوم، به دلیل افزایش تجربه و مهارت وی، از ثبات بیشتری برخوردار است.
دومین فرزند می کوشد تا در سال دوم زندگی خود را به پای نخستین فرزند خانواده برساند؛ اما چون معمولا قادر به رقابت با برادر و یا خواهر بزرگتر خود نیست، دچار احساس شکست و ناتوانی می شود. فرزندان دوم معمولا در آزمون های هوشی خود را پیشرفته تر نشان می دهند. همچنین فرزندان دوم معمولا گشاده روتر و شادمان تر از فرزند نخست هستند.
فرزندان دوم معمولا خصوصیات و ویژگی هایی را در خود می پرورانند که دقیقا عکس فرزند بزرگتر است. به عنوان مثال اگر فرزند ارشد حس همکاری داشته باشد و انسان خوش مشربی به شمار آید، دومی یک دردسرساز واقعی از آب درخواهد آمد.
همه زمانی که متوجه حضور او می شوند خودشان را جمع و جور کرده و حساب کار کاملا دستشان می آید! اگر اولی از نظر آکادمیک و در زمینه علمی پیشرفت کند، دومی معمولا یک رشته ورزشی یا هنری را دنبال خواهد کرد.
فرزندان دوم معمولا ساز مخالف می زنند و بیشتر تمایل دارند تا چیزی برخلاف باور و اعتقادات عمومی خانواده شان را دنبال کنند. آنها همواره در تلاش هستند تا چیز جدیدی از خود ارائه دهند.
کودکان میانه
از سومین فرزند به بعد، به استثنای آخرین کودک، را کودکان میانه می نامند. پدر و مادر معمولا به سبب توجه خاصی که به نخستین و آخرین کودک دارند، در پرورش فرزندان میانه کمی غفلت می کنند. کودکان میانه، برخلاف نخستین کودک در پی درگیری و اثبات برتری خود بر خواهران و برادران دیگر نیستند. اینان کودکانی هستند به آسانی تلقین پذیر و به راحتی تحت تاثیر دیگران قرار می گیرند. اینگونه کودکان توانایی چندانی در تمرکز فکر و دقت بر یک مطلب خاص ندارند و از محبوبیت چندانی نیز برخوردار نیست.
فرزندان وسطی، افرادی خانواده دوست هستند که دیگران از بودن با آنها لذت می برند. مهمترین نیاز آنها، آرام نگاه داشتن اقیانوس پرتلاطم زندگی است و شعار آنها آرامش به هر قیمتی است. اینها افرادی بسیار آرام و بی سر و صدا، شیرین و دوست داشتنی هستند و شنوندگان خوبی به شمار می روند.
مهارت زیادی در حل مشکلات دارند چون همیشه هر دو جنبه ی یک مشکل را بررسی می کنند و دوست دارند همه را خوشحال کنند. همین مسئله باعث می شود که مشاوران و میانجی گران خوبی باشند. همچنین این فرزندان نسبت به فرزندان اول خانواده، احساس سلطه گری کمتری دارند، اما دوست دارند همه آنها را ستایش کرده و دوست بدارند یا حداقل با آنها احساس شادی و خوشبختی کنند.
از آنجا که سعی در راضی نگاه داشتن همه دارند، ممکن است به افرادی وابسته تبدیل شوند. نمی توانند خوب تصمیم بگیرند تا جایی که باعث رنجاندن دیگران می شوند. همچنین برای شکست و اشتباهات دیگران، خود را سرزنش می کنند.
کودکان آخر
دیرپایی حالت کودکانه در آخرین فرزندان کاملا مشهود است. اعضای خانواده معمولا با انجام دادن داوطلبانه کارهایی که آخرین فرزند خود قادر به انجام آنهاست، او را لوس بار می آورند. افزون بر این، از آنجا که به دلیل کوچکی سن، کمتر امکان آن است که وظیفه ای را برعهده او گذارند، این حالت در وی تشدید می شود.
این برخورد بردبارانه و بیش از حد تسامح آمیز، تاثیر منفی بسیاری در رفتار و شیوه برخورد وی با زندگی دارد. این کودکان خیلی زود خسته می شوند. از طرد شدن واهمه داشته و افق توجهاتشان کوتاه است. افرادی خودگرا هستند. معمولا به خاطر توقعات غیرواقعی شان از رابطه، که تصور می کنند در همه رابطه ها باید همیشه خوشی و خنده برقرار باشد، رابطه های زیادی را به فنا می دهند اما نمی دانند که عمر چنین رابطه هایی بسیار کوتاه است.
تک فرزندها
تک فرزندها خصوصیاتی شبیه فرزندان اول دارند و مداوماً زیر بار انتظارات سنگین والدین هستند. تحقیقات نشان می دهد که تک فرزندان اعتماد به نفس بیشتری دارند، خوش بیان هستند و احتمالا بیش از بچه های دیگر از تخیل خود استفاده می کنند. گرچه آنها پرتوقع نیز هستند، از انتقاد متنفرند و ممکن است غیرقابل انعطاف و کمال گرا باشند. همچنین مشکلات خاص خود را دارد. امکان دارد که یاد نگیرد که با دیگر کودکان چگونه رفتار و همکاری کند اما با بزرگسالان روابط بسیار خوبی برقرار می کند. غالبا توسط یکی از والدین یا هر دوی آنها لوس می شوند. امکان دارد بخواهند همیشه مورد توجه باشند و در صورتی که جایگاه آنها به خطر بیفتد آن را غیرمنصفانه می دانند. بنابراین یگانه بودن فرزند یک نقص به شمار می آید و از چنین کودکانی نمی توان مانند دیگر کودکان انتظار موفقیت و پیروزی در زندگی را داشت.
| اين نظر توسط سید علیرضا در تاريخ دوشنبه 08 دی 1404 و [Comment_Time] دقيقه ارسال شده است | |||
| سلام من سید علیرضا رضوی هستم وبلاگ قشنگی دارید . . . |
|||
| اين نظر توسط اعظم در تاريخ دوشنبه 08 دی 1404 و [Comment_Time] دقيقه ارسال شده است | |||
| سلام وبتون قشنگه موفق باشید |
|||
| اين نظر توسط تانیا در تاريخ دوشنبه 08 دی 1404 و [Comment_Time] دقيقه ارسال شده است | |||
| دیدی غزلی سرود؟ عاشق شده بود ... انگار خودش نبود ... افتاد، شکست، زیر باران پوسید ... آدم که نکشته بود ... عاشق شده بود ... |
|||
| اين نظر توسط شوک در تاريخ دوشنبه 08 دی 1404 و [Comment_Time] دقيقه ارسال شده است | |||
| بسیار عالی بود و مفید |
|||
| اين نظر توسط جواد در تاريخ دوشنبه 08 دی 1404 و [Comment_Time] دقيقه ارسال شده است | |||
| سلام...بر شمام تسلیت...موفق باشین | |||
| اين نظر توسط چشم انتظار در تاريخ دوشنبه 08 دی 1404 و [Comment_Time] دقيقه ارسال شده است | |||
| اربعین حسینی برشما تسلیت باد | |||
| اين نظر توسط محمد در تاريخ دوشنبه 08 دی 1404 و [Comment_Time] دقيقه ارسال شده است | |||
| اربعین حسینی برشما تسلیت باد |
|||
| اين نظر توسط یلدا در تاريخ دوشنبه 08 دی 1404 و [Comment_Time] دقيقه ارسال شده است | |||
| سلام عزیزم خیلی عالی بود | |||
| اين نظر توسط تانیا در تاريخ دوشنبه 08 دی 1404 و [Comment_Time] دقيقه ارسال شده است | |||
| شاهــــزاده ی تمـــام قصه هـــــا هم که باشـــی |
|||
| اين نظر توسط دلی در تاريخ دوشنبه 08 دی 1404 و [Comment_Time] دقيقه ارسال شده است | |||
| سلام خیلی خوب بود نمیدونستمممممم |
|||




ذذذ ميگه:
:
در تاريخ دوشنبه 08 دی 1404
سارا ميگه:
ندانم کارمندی یا پلیسی؟
ندانم زیر دستی یا رییسی؟
ولیکن دوست دارم ظهر داغی...بیایی و کمی این را بلیسی
تبلیغ جدید بستنی میهن
سلام
میمون چرا تحویلم نمیگیری؟؟؟؟؟؟؟؟
در تاريخ دوشنبه 08 دی 1404
سارا ميگه:
ماشینهای بنز سنسور الکل دارن و اگه راننده مست باشه نمیذاره تند بره‼️
قراره سایپا هم یه پراید بزنه که روسریت افتاد همونجا راهنما بزنه بکشه کنار
................
سلام .تحویل بگیر دیگه؟؟؟؟؟؟نمیخوای وبت بیام بگو خب
Comment gozashtan sakhte cheghad inja
در تاريخ دوشنبه 08 دی 1404
سارا ميگه:
کریستین رونالدو و لیونل مسی و هاشم بیگزاده فرقشون مثل بشین و بفرما و بتمرگه
------------------------------------------------
يه سوال حقوقي، فقهي، پزشكي، نرم افزاري دارم:
ﺍﯾﻦ ﺍﻋﻀﺎﯼ ﺑﺪﻧﻤﻮﻥ ﮐﻪ ﻗﺮﺍﺭﻩ ﻋﻠﯿﻪﻣﻮﻥ اون دنيا ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺑﺪﻥ، ﺍﮔﻪ ﺍﻫﺪﺍشون ﮐﻨﯿﻢ ﺑﻪ ﯾﮑﯽ ﺩﯾﮕﻪ، ﺗﮑﻠﯿﻒ ﭼﯿﻪ؟؟!!
توﻫﯿﺴﺘﻮﺭیش ﻣﯽﻣﻮﻧﻪ؟؟!
ﯾﺎ ﻓﻘﻂ ﺟﺪﯾﺪﻩ ﺭﻭ ﺷﻬﺎﺩﺕ میده؟؟؟
------------------------------------------------
سلام اسم وبمو تغییر دادم به خانمی با طعم طنز .درستش کن.البته اگه وقت کردی و وبم اومدی و حال داشتی جواب کامنتامو بدی.
در تاريخ دوشنبه 08 دی 1404
سارا راسو ميگه:
زنه با دوست پسرش تو خونه بود یهو شوهرش وارد میشه .
پسره از ترس شوهره میره پشت مبل.
شوهره در حال چای خوردن بود که یدفعه پسره از پنجره فرار میکنه.
مرده بزنش میگه این کی بود در رفت؟
زنه میگه : این خستگیت بود در رفت.
.
.
.
.
.
.
.
.
عجب چاییه چای کاپیتاااان !!!!
......
بی معرفتی هم حدی داره [عصبانی]
در تاريخ دوشنبه 08 دی 1404
سارا راسو ميگه:
ﺍﺯ ﻋﻤﻪاﻡ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ ﺷﻤﺎ ﮐﻪ ﺟﻮﻭﻥ ﺑﻮﺩﯾﺪ مثل من ﺳﺎﭘﻮﺭﺕ ﻧﻤﯽ ﭘﻮﺷﯿﺪﯾﺪ؟
ﮔﻔﺖ ﻧﻪ ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺍﻭﻥ ﻣﻮﻗﻊ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻗﺮﺗﯽ ﺑﺎﺯﯾﺎ ﻧﺒﻮﺩ
ﯾﻪ ﺩﺍﻣﻦ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﻣﯽ ﭘﻮﺷﯿﺪﯾﻢ ﺑﺪﻭﻥ ﺟﻮﺭﺍﺏ ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺎﺩﻩ ﻣﯿﺮﻓﺘﯿﻢ ﺑﯿﺮﻭﻥ!!!
ﺍﺻﻼ ﺳﺎﺩﮔﯿﺶ تو حلقم
===================================
رفیق بی معرفت ؛ مثل پنجره ی رو به دیوار میمونه
.
.
.
چطوری پنجره؟
=======================
اینم ایمیل جدیدم .دوس داشتی ادم کن و خبرم کن ادت کنم
Sararamsar@yahoo.com
در تاريخ دوشنبه 08 دی 1404
سارا راسو ميگه:
بالاخره یکی پیدا شد خودمونو قالب کنیم شما که نتونستین شوهرم بدین.خخخخخخ
در تاريخ دوشنبه 08 دی 1404
سارا راسو ميگه:
میدونی چرا میگن دل مردا مثل درياست؟؟!!
چون هرکی بخاد بره توش اول باید لخت شه
==============================
دو ممه چیست ؟؟
بابا بقران جواب روباهه!!!
به روباه گفتن شاهدت کیه گفت دوممه
سن و سالتون بحرانیه نگران افکارتونم
==============================
یک روز از خدا پرسیدم
چرا بعضی از بنده هات خوشگلن
و بعضی ها زشت ؟؟؟؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
گفت
توکه خوشگلی به بقیه کار نداشته باش
دیدم درست میگه دیگه پی گیرش نشدم
==============================
سلام بی معرفت . با این وضع که مگسم پر نمیزنه تو وبم
حسی نیست واسه ادامه دادن.خیلی بی مرامین
از وقتی ازدواج کردم همتون ترکم کردین
در تاريخ دوشنبه 08 دی 1404
سارا راسو ميگه:
کی کیرشو دوست داره؟؟؟؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
واقعا خدا نگهش داره،
واقعا سرمربی خوبیه واسه ایران....
فقط یکم زیاد میره مسافرت؛
خاک تو سر منحرفت کنن...
در تاريخ دوشنبه 08 دی 1404
سارا راسو ميگه:
کی کیرشو دوست داره؟؟؟؟.........واقعا خدا نگهش داره، واقعا سرمربی خوبیه واسه ایران....فقط یکم زیاد میره مسافرت؛ خاک تو سر منحرفت کنن...
در تاريخ دوشنبه 08 دی 1404